تبلیغات
به کجا چنین شتابان...

به کجا چنین شتابان...
بیمار کسی باش که درمان تو باشد...
قالب وبلاگ

 

همیشه فکر می کردم وقتی آدما بزرگ می شن و رابطشون با دیگران عوض می شه ،

بزرگ و بزرگ تر میشن و رابطه هاشون با دیگران کوچیک و کوچیک تر

حداقل با خودشون سر سنگینی نمی کنن

برای خودشون ارزش قائل می شن،به خودشون بیشتر میرسن و با خودشون رو راست ترن

اما الان که خودمو می بینم ،احساس می کنم چقدر با یکی دو سال پیش فرق کردم ،دیگه فکر کردن به رشد و تعالی روحی و معنوی برام تو اولویت نیست

یادمه تا چند سال پیش وقتی نزدیکای تولدم می شد ،تمام یکسالی که گذشته بود رو بررسی می کردم و یه لیست بلند بالا از نقص هاه وانتظارات جدید از خودمو می نوشتم تا تو اون بهار جدید زندگیم جبرانش کنم

اما الان که یه روز به تولدم مونده من حتی نمی دونم تو یه سال گذشته چی کار کردم که بخوام لیست انتظاراتمو آماده کرده باشم

آدم های مثل من هم تو این جور مواقع برا توجیه این خود غفلتی می گن وقت نداشتیم ، سرمون شلوغ بود،دیگه خدا مثل قدیما به ما توجه نمی کنه و از این حرفا...

اما واقعا این جوریه؟

آیا واقعا تو این بیست و چهار ساعت روز ده دقیقه هم برای خود بررسی وقت ندارم؟

آیا واقعا خدا از من چشم برداشته یا من اونقدر سرگرم شدم که دیگه خدا رو نمی بینم؟

    قربونت برم خدا جونم

                 اگه این وجدان نبود

                               ما آدم های خود محور

                                               خود تو رو هم بنده نبودیم...


[ پنجشنبه 8 مرداد 1388 ] [ 12:17 ق.ظ ] [ عرفانه ] [ تو هم بگو... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بعضی ها میگن نوشتن سخته!!
اما نوشتن زمانی سخت می شه که نوشته حرف دلت نباشه...
من حرفای دلمو می نویسم...
تو هم همین کارو بکن...
اونوقت می بینی که نوشتن چقدر هم لذت بخشه...
التماس دعا
یا علی
نویسندگان
نظر سنجی
ملاک شما برای بهترین بودن؟









آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب