تبلیغات
به کجا چنین شتابان...

به کجا چنین شتابان...
بیمار کسی باش که درمان تو باشد...
قالب وبلاگ

امروز خیلی خوشحال بودم

از اونجایی که احساس کردم تو این تابستون وقت خالی خیلی دارم تصمیم گرفتم یا به عبارتی تصمیم گرفتیم که یه کاری تو این تابستون برا خودمون دست و پا کنیم .

این که می گم تصمیم گرفتیم ، بر می گرده به یه شخص مهربون  و همیشه همراه با من یعنی نرگس...

فکر کنم مهر امسال دهمین سالیه که افتخار دوستی ، همکلاسی ، و همراه بودن  با نرگس جون رو دارم

یادمه دوستیمون از همکلاس بودن توی کلاس های تابستونی مسجد محلمون شروع شد و ایشالا که هیچ وقت تموم نشه 

خلاصه تصمیم گرفتیم بریم مدرسه ی راهنماییمون که علاوه بر تجدید دیدار و تداعی خاطرات گذشته با کادر مدرسه

 جویا بشیم که اگه کاری داخل مدرسه هست ما رو در همکاری قابل بدونن ،

 که هم یه کاری انجام شده باشه و هم ما از این یه رنگیه تابستون   در بیایم .

بعد از کلی سلام و احوال پرسی پیشنهاد همکاری رو دادیم و از قضا با استقبال گرمی مواجه شدیم ، انگار که منتظر همچین فرصتی بودن...

قرار شد این هفته و هفته ی بعد با دانش آموزانی که موفق به نمرات قبولی نشده بودن کلاس داشته باشیم و ایشالا از 15 شهریور برای همکاری در کتابخونه ی مدرسه به قول معروف    استخدام     بشیم

خیلی جالب بود

 برای جفتمون

قراره از این هفته اولین تجربه ی کاریمونو داشته باشیم...

فکر کنم این احساس ما رو خیلی از دوستان  متوجه بشن

عالیییییییییه


[ دوشنبه 19 مرداد 1388 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ عرفانه ] [ تو هم بگو... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بعضی ها میگن نوشتن سخته!!
اما نوشتن زمانی سخت می شه که نوشته حرف دلت نباشه...
من حرفای دلمو می نویسم...
تو هم همین کارو بکن...
اونوقت می بینی که نوشتن چقدر هم لذت بخشه...
التماس دعا
یا علی
نویسندگان
نظر سنجی
ملاک شما برای بهترین بودن؟









آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب