تبلیغات
به کجا چنین شتابان...

به کجا چنین شتابان...
بیمار کسی باش که درمان تو باشد...
قالب وبلاگ

                       

 

دستور پختش رو از خود مامانی گرفتم ، ریز به ریز ، حتی تایم آبكش و پخته شدن رو هم با تایم غذاهای مامانی مچ كردم.
پیاز های ریز  شده رو تو مایتابه  سرخ می كنم ، همینطوركه داره سرخ می شه ،قارچ هایی كه حلقه حلقه كرده بودم رو می ریزم كه با پیاز تفت بخوره

خندم می گیره ، بچه كه بودم از قارچ می ترسیدم ، همیشه فكر می كردم قارچ ها همه سمی هستن و هركی كه بخوردشون باید مسموم بشه و بمیره ، برای همین هیچ وقت قارچ نمی خوردم

نوبت مرغ های تیكه تیكه شده می رسه كه از قبل پخته بودمشون ، وقتی به مایه اضافه می كنم صدای جلیز ویلیز روغن همون هیجان درون منه كه برای پخته شدن غذا داشت لحظه شماری می كرد

یه حس نو داشتم
حسی كه قبلا تجربه اش نكرده بودم

آهنگ مورد علاقم داره پخش می شه
بوی باران.... بوی سبزه..... بوی خاك......شاخه های شسته......
اما حتی فرصت زمزمه كردن همراه شعر رو هم ندارم

شیش دنگ حواسم به غذاس

بی صبرانه منتظر آماده شدن این مایه ماكارونی هستم

بوی رب گوجه فرنگی  منو می بره به دوران كودكیم ،اون موقع ها كه از علاقه زیادم به رب گوجه  ، خلاف بزرگم ناخنك زدن به رب های تو یخچال مامانی بود

بعد از رب ، فقط بوی نعنای تازه اس كه می تونه حس تازه بودن رو توی روح غذام جاری كنه
مایه ماكارونیم آماده اس

آب رو میذارم روی  گاز 
5
 دقیقه ای استراحت می كنم ، صدای قل قل آب ،آلارم می ده كه وقت ریختن  ماكارونی ها رسیده
ماكارونی ها رو میریزم توی آب ، انگار خوشم اومده ، یكی یكی می ریزمشون  ، پروانه ای ، پیچی ، پاستا...

عرفانه ی كوچولوی مامانی ، فكرشم می كردی یه روزی به جای اینكه بلعنده ی ماكارانی باشی ، آشپز ماكارانی بشی؟

8 دقیقه به تایم مامانی ، ماكارانی توی آب می جوشه
صدای ماكارانی ها دراومده ، انگار برای آبكش شدن از همدیگه سبقت می گرفتن و می اومدن روی آب

حالا می فهمم كه چرا مامانی گفت 8 دقیقه
ماكارانی ها بیشتر از 8 دقیقه نمی تونن احساساتشون رو مخفی كنن ، بعضی هاشون اون قدر برای پخته شدن عجله داشتن كه می خواستن از قابلمه بیافتن بیرون

چه وجه تشابهی ، منم همین قدر كوتاه می تونم احساساتم رو مخفی كنم

آبكش رو میذارم تو ظرفشویی و بهشون می گم كه آماده باشن
انگار با شنیدن این حرفم آروم می شن ، چون به محض اینكه زیر گاز رو خاموش كردم حتی یكیشون هم نیومد روی آب
حالا همشون آروم منتظرن كه از روی هم سر بخورن و بریزن توی آبكش
منم به اندازه ی اونا برای پخته شدن غذا هیجان دارم

پخته شدن ماكارانی ها به سوختن دستم با بخار آب  می ارزه ، برای همین سریع فراموشش می كنم

سیب زمینی های حلقه حلقه شده رو می ذارم كف روغنی قابلمه
ته دیگ سیب زمینی ماكارانی های مامانی یه چیز دیگس
اما حالا این من بودم كه داشتم ماكارانی رو درست می كردم

هنوز اون حسه داره قلقلكم می ده

یه لایه ماكارانی ، یه لایه مایه ماكارانی ، یه لایه ماكارانی ، یه لایه ....
پنیر پیتزا و دم كنی و در قابلمه و انتظار برای پخته شدن ، به تایم مامانی ، 45 دقیقه

تمام 45 دقیقه رو به اون حس فكر میكنم كه در طول آشپزیم بهم انرژی مضاعف میداد ، اون حس رو دوست داشتم
هیچ وقت قبلا این حس و شوق رو برای پختن غذا نداشتم

دم كنی رو بر می دارم ، بوی پنیر پیتزا همه ی آشپزخونه رو پر میكنه ، حالا با تمام وجود گرسنه ام ،

دلم می خواد بچشم ونظر بدم
دلم می خواد بچشه و نظر بده

چی ؟؟؟  چی گفتی؟؟؟؟
بچشه؟؟ كی؟؟ كی بچشه؟؟؟؟؟

چه عجب صدات در اومد ، 45 دقیقه اس دارم بهت فكر می كنم ، یه حدسایی می زدم ، این همه شور شوق برای یه علاقه ی ساده نمی تونست باشه

عاشق شدی؟....

پس عاشقش شدی....

دیگه نگران نباش
تو الان یه نیرویی داری كه رو دستش نیومده
عشق
پس
حتما از دست پختت هم خوشش می آد
چون چاشنی عشق بهشون می زنی


[ جمعه 9 بهمن 1388 ] [ 05:18 ق.ظ ] [ عرفانه ] [ تو هم از این حس ها داری... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بعضی ها میگن نوشتن سخته!!
اما نوشتن زمانی سخت می شه که نوشته حرف دلت نباشه...
من حرفای دلمو می نویسم...
تو هم همین کارو بکن...
اونوقت می بینی که نوشتن چقدر هم لذت بخشه...
التماس دعا
یا علی
نویسندگان
نظر سنجی
ملاک شما برای بهترین بودن؟









آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب